عزیزترینم

بهار ِ دریا تویی

در

همهء این سالهایی

که

نکوست

/ 8 نظر / 5 بازدید
سایه

بودنت مبارک عزیز ترین .... بودنت بهار است .... نکو شدن است .... دگرگون شدن است .... خواستن است .... بهترین است ..... وااااااااااای دریا ...... چقدر باید خدا به من لطف داشته باشه که باز هم چنین دریایی داشته باشم ....... [خجالت]

سایه

امسال هم هستیم .... خدا رو شکر .... با همین محکومیت سکوت .... برای هم. در همین ساحل .... کنار همین دریا .... و آسمون . دریا ... به بزرگیت قسم ..... نه به عمق ات قسم .... نه به اون ایمانت قسم .... تمامی زمانی که هستی بهار است .[قلب][قلب][قلب][گل]

سایه

به قول شهرام .... وقتی به دریا نگاه می کنی دلت می لرزه ....

سایه

بگذریم که از دستت ناراحتم .... هم از دست تو و هم شهرام .... هیچ کدومتون از طرف من سبزه گره نزدین ....[ناراحت] یه سال نشد برم 13 به درآآآآآآآآآآآآآ .....[کلافه]

سایه

[لبخند]........ اگه گفتی چی می خواستم آرزو کنم؟[چشمک][نیشخند][عینک]

دریا

[خجالت] سایهء من! گره نزدم. چون وقتی جای خالی تو و حنان تمام نگاهم را گرفته بود، به خودم قول دادم که سال بعد، هر جا که شده، با هم باشیم و گره سبزه 13به در را با هم بزنیم. [قلب] چه آرزویی؟!

سایه

به شهرام گفتم .... دلم می خواد یه بال همتراز تو برای این مرغ دریایی پیدا بشه تا با تمام وجود اوج بگیری ..... وااااای دریا .... سر سفره ی هفت سین با تمام وجودم از خدا خواستم .... یعنی میشه؟ کسی هست؟ در حد تو ....؟ به ارزش تو ؟ ............ ................................................. .[خجالت]