دریا
مثل نگاه ِ توست
آبی و عمیق
مثل اشک ِ توست
شور و لرزان
مثل آغوش ِ توست
گرم و وسیع
_____________
_____________

_____________
________

________
_____________
دوستان

 

دلم می خواهد تا آخرين ذره صوت، نفسم را خارج کنم

و اينبار ريه هايم را پر از سکوت کنم.

اما چه خيال بيهوده‌ای

اين صداها در رگهايم جريان دارند.

اين صداها قلبم را نيز تسخير کرده اند.

ديگر گريزی نيست.

شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٤ - ۳:٥٢ ‎ق.ظ