دریا مثل نگاه ِ توست آبی و عمیق مثل اشک ِ توست شور و لرزان مثل آغوش ِ توست گرم و وسیع
در انتظار رسیدنِ دریایم امواج را به نظاره نشسته ام
در انتظار رسیدنِ دریایم
امواج را
به نظاره نشسته ام
بشكن سكوت را ( سکوت شکن)
خنکی ِ امواج بهار ِ بودنتان را به گرمی تبریک می گفت
خنکی ِ امواج
بهار ِ بودنتان را
به گرمی
تبریک می گفت
اینجا هستم اما بدونِ دلتنگی
اینجا هستم
اما
بدونِ دلتنگی
دریا؟ -- حاضر!
جاری هستم در جریان نگاه هایی که در سایه هایمان هم پیداست
جاری هستم
در جریان نگاه هایی
که
در سایه هایمان هم پیداست
به دریایی در افتادم ، که پایانش نمی بینم
گم شده ام در شفافیت ِ اشکهای تو
گم شده ام
در
شفافیت ِ اشکهای تو
تپش های قلب ِ دریا از امواجی ست که آرام یا خروشان به ساحل می رسند
تپش های قلب ِ دریا
از امواجی ست
آرام یا خروشان
به ساحل می رسند
در میان امواج ِ دریا دستی هست که رو به ساحل دراز شده است
در میان امواج ِ دریا
دستی هست
رو به ساحل دراز شده است
امواج از سطح می گویند اما عمق ِ دریا مملو از سکوتی است که فقط تو می شنوی
امواج از سطح می گویند
اما عمق ِ دریا
مملو از سکوتی است که فقط
تو
می شنوی
چگونه قبله گذارم ، چو در نماز روم
دل به دریا می زند برای رسیدن به افقی که دریا و آسمان یکی شده اند
دل به دریا می زند
برای رسیدن
به
افقی که
دریا و آسمان یکی شده اند
پخته و خام تو را ، گر نپذیرم خامم
روزها برق ِ چشمهای تو امواج را به ساحل می کشاند و شبها طعم ِ نوازشت
روزها
برق ِ چشمهای تو
امواج را به ساحل می کشاند
و
شبها
طعم ِ نوازشت
خروش ِ دریا از بی قراری دلی ست که برای چنین قدم زدنی با تو لحظه شماری می کند
خروش ِ دریا
از بی قراری دلی ست
برای چنین قدم زدنی
با تو
لحظه شماری می کند
صدای نفس هایت وقتی به خواب رفته ای لالایی می شود برای بی قراری ِ بغض ِ نشکسته ام
صدای نفس هایت
وقتی به خواب رفته ای
لالایی می شود
برای بی قراری ِ بغض ِ نشکسته ام
دلم قطره اشکی از دریا می خواهد
دلم
قطره اشکی از دریا
می خواهد
روشنترین ستاره ام!
برای تو در دل ِ دریا آسمانی پر ستاره از اشک های بی قرار ساخته ام
برای تو
در دل ِ دریا
آسمانی پر ستاره
از
اشک های بی قرار ساخته ام
ساحل ِ تو تنها نقطه ایست که امواج طوفانی افکارم برای آرامش خود را به آن می رسانند
ساحل ِ تو
تنها نقطه ایست
امواج طوفانی افکارم
برای آرامش
خود را به آن می رسانند
سیاهی چشمانم آبی می شود وقتی نگاهتان می کنم
سیاهی چشمانم
آبی می شود
وقتی
نگاهتان می کنم
نیست دست ِ من .. اختیار دل
دریا هزار پاره هم که شود در موج موجش تو جاری خواهی بود
دریا
هزار پاره هم که شود
در موج موجش
جاری خواهی بود
من تو را آسان نیاوردم به دست
به جای همهء شن ها و همهء صخره ها فقط تو ساحلم هستی
به جای همهء شن ها
همهء صخره ها
فقط تو
ساحلم هستی
من مثل تاریکی .. تو مثل مهتاب
مهتاب حتی از دریا هم زیباتـر است
مهتاب
حتی
از دریا هم
زیباتـر است
دلم را زیر ِ هر موج که پنهان کنم سر از ساحل ِ تو در می آورد
دلم را
زیر ِ هر موج که پنهان کنم
سر از
ساحل ِ تو در می آورد
وقتی غرق در سکوتت می شوم دریا بودنم قطره ای از عمقت هم نمی شود
غرق در سکوتت می شوم
دریا بودنم
قطره ای از عمقت هم نمی شود
عزیزترینم
بهار ِ دریا تویی در همهء این سالهایی که نکوست
بهار ِ دریا تویی
همهء این سالهایی
نکوست
امواجم تا می توانند در عمق ساحلت پیش می روند تا با همهء دانه شن هایت آشنا شوند
امواجم
تا می توانند
در عمق ساحلت پیش می روند
تا
با همهء دانه شن هایت
آشنا شوند
پشت نگاهت اشکهایم مسیری به چشمهایت ساخته اند
پشت نگاهت
اشکهایم
مسیری به چشمهایت ساخته اند
سرما پناه آورده است به پشت ِ پنجرهء اتاقت گرمای تو بیداد می کند
سرما
پناه آورده است
پشت ِ پنجرهء اتاقت
گرمای تو
بیداد می کند
حنانهء قشنگم ، سایهء عزیزم!
تماشای در آغوش ِ هم غرق شدنتان بلندترین امواجم را نیز به آرامشی عمیق می کشاند
تماشای
در آغوش ِ هم غرق شدنتان
بلندترین امواجم را نیز
به آرامشی عمیق می کشاند
عزیزترین ِ دریا! تولدت مبارک
تولدت هدیه ایست که پیش از تولدم گرفته ام
تولدت
هدیه ایست
پیش از تولدم
گرفته ام
شبهای با تو بودن بی چراغ می گذرند با تو همه وقت روز است
شبهای با تو بودن
بی چراغ می گذرند
همه وقت روز است
اگر از خار بترسیم گل را در دست نخواهیم دید
اگر
از خار بترسیم
گل را
در دست نخواهیم دید
عزیزترینم! زیارت قبول
دلتنگی های سبز اشکهای زیباتری می آفرینند
دلتنگی های سبز
اشکهای
زیباتری می آفرینند